امیر رضاامیر رضا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 8 روز سن داره

امیرک مامان و بابا

اگه دیر شد ببخش مامان

سلام نفس مامان الان که واست مینویسم یکشنبه 92.3.5 ساعت 3.36 دقیقه ظهر و جنابعالی در خواب ناز هستی که میتونم واست بنویسم .دلیلش هم شیطون شدنت چون عشق دیجیتال هستی و اجازه تایپ کردن رو بهم نمیدی با امروز میشه ١٨ روز که عمل کردی جون ما رو نصف کردی ولی مگه واست مهم جدیدا میخوای بپر بپر کنی و از این شر بازیها اما دکتر گفته تا چهار ماه پریدن وپارک و.... اینا تعطیل الهی قربونت بشم ایشالا به حق شرافت خانم زینب که امروز روز وفاتش خودش نگهدارت باشه که خوب شی و خیال ما هم راحت شه اله آمین امسال واسه سال تحویل اهواز بودیم تا ده فروردین که شبش من و شاهزاده کوچولو با هواپیما رفتیم مشهد اما توی اون چندروز حسابی حال کردی چو ن خونه مامان(به مامان من میگی)...
7 مهر 1392

عیدت مبارک

سلام نفس مامان و بابا عیدت مبارک ایشالا عمر باعزت و تن سالم داشته باشی  امسال اولین عیدی که کنار مونی اما بخاطر فوت بابای من عید نداریم و سفره هفت سین نداشتیم اما واسه یادگاری ازت عکس گرفتیم سال نو مبارک
8 فروردين 1391

دوستت دارم

سلام نفس مامان امیدوارم  امروز بتونم کمی بنویسم آخه الان به سلامتی خوابیدی تو این مدت کلی شیطون شدی این چند روز گذشته هم که واسه خودت حسابی قلدری می کنی و منم همه اش ذوق می کنم البته یه وقتایی که شلورش در بیاری اخم می کنم اما اینو بگم که عاشق موبایل و کامپیوتر و لپ تاب و این چیزایی خدا نکنه اینا رو ببینی دیگه مگه میشه کنترلت کرد جمعه خونه خان دایی جون من رفتیم لپ تاب عاطی جون داغون کردی اگه دور میبردنت واویلا کی می تونست جیغ و داد هاتو تحمل کنه مجبور شدیم جمع کنیم  جدیدا هم که تا میبینی که کسی لباس  بیرون پوشیده گریه می کنی که میخوای باهاش بری خلاصه که حسابی شیطون شدی وای که خدا نکنه کتاب داستانتو یا روزنامه ببینی  ...
1 اسفند 1390