اگه دیر شد ببخش مامان
سلام نفس مامان الان که واست مینویسم یکشنبه 92.3.5 ساعت 3.36 دقیقه ظهر و جنابعالی در خواب ناز
هستی که میتونم واست بنویسم .دلیلش هم شیطون شدنت چون عشق دیجیتال هستی و اجازه تایپ کردن رو بهم نمیدی
با امروز میشه ١٨ روز که عمل کردی جون ما رو نصف کردی ولی مگه واست مهم جدیدا میخوای بپر بپر کنی و از این شر بازیها
اما دکتر گفته تا چهار ماه پریدن وپارک و.... اینا تعطیل الهی قربونت بشم ایشالا به حق شرافت خانم زینب که امروز روز وفاتش خودش نگهدارت باشه که خوب شی و خیال ما هم راحت شه اله آمین امسال واسه سال تحویل اهواز بودیم تا ده فروردین که شبش من و شاهزاده کوچولو با هواپیما رفتیم مشهد اما توی اون چندروز حسابی حال کردی چو ن خونه مامان(به مامان من میگی) بزرگ و حیاط داره و اسه همین از صبح تا شب تو حیاط بودی و به زور می آوردیمت توی خونه .بعدشم که رفتیم مشهد و سیزده بدر ورفتیم سرخس خونه عمو عبدی بابا جون بازهم تو از همه بیشتر لذت بردی چون حسابی خاک بازی کردی
خلاصه که سال جدید با ارانگردی آغاز کردی اما ٩٢.١.١٦که برگشتیم خونه چون یک دفعه دورت خلوت شد پوست منو کندی از بس که باید میبردمت بیرون یا بقول خودت .یک سری کلمات رو میگی که من واست ضعف میکنم به هندوانه میگی هنو و عاشق خوردن هنو هستی.به ارسلان میگی ارسی . عزیز.به کلاغ میگی گار گار. به خروس میگی قوقول.به ماهی میگی آبو . به اسب میگی پیتو پیتو .کلماتی مثل آره .داره بیا رو میگی ایا.دایی.عمو .عمه .مینا.ایناش.کوش.و به غذا میگی آنقا و خیلی چیزای دیگه.


اگه دیر شد ببخش مامان 

