گل پسرم امیر رضا
.gif)
سلام نفس مامان..................
انشاله که خوب خوبی................
الان که دارم باهات درد دل میکنم بابا جون حمیدت تهران الان 12 روز که رفته
واسش دعا کن که سالم باشه و کارش رو به راه بشه و زودتر بیاد پیشمون چون از حالا به بعد هر لحظه امکان اومدنت هست و دوست دارم بابا جونت کنارم باشه هر چند که خودش هم دلش کلی واست تنگ شده خودمونیم اسمت و گذاشته امیرک بابا..............
تا زنگ میزنه اول حال تو رو می پرسه.gif)
و کلی با من بحث می کنه که مراقب امیرک باش چون تنها نباشم آجی گلشن (دختر خاله جون مینا) اومده پیشم از دیشب هم رعنا ( خاله جون بهناز من) اومده اینجا دیگه دارن دیونم میکنن.gif)
بسه که می پرسن خاله امیر رضا کی بدنیا میاد
و من باز هم نگاه میکنم و می گم بابا خودم دیگه طاقت ندارم اینقد نپرسین دیونه شدم.gif)
الان هم چون دیشب نذاشتنم بخوابم.gif)
زرنگ شدن و دارن خونه رو تمیز می کنن
نمی دونم وقتی که این وبلاگ و بهت بدم چند سالت شده و دوست دارم کنارت باشم و ببینم از اینکه این خاطرات و واست نوشتم خوشحال یا نه؟
.gif)
حالا دیگه خسته شدم میرم استراحت کنم باز تو اولین فرصت میام و واست می نویسم
فقط بدون که
خیلی خیلی دوستت داریممممم.gif)
.gif)
.gif)


گل پسرم امیر رضا
