امیر رضاامیر رضا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 8 روز سن داره

امیرک مامان و بابا

جوجوی مامان

1390/3/31 12:40
نویسنده : مامان سامی
239 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عمر مامان خوبی......بغلقلب

بابا جون ساعت ١٠.٤٠ دقیقه صبح خونه بودniniweblog.comمنم  دیشب چون کمی احساس درد داشتم ترسیدم و رفتم خونه خاله جون مینا صبح اومدم خونه منتظر بابا جون وقتی اومد کادو هاشو دید کلی خوشش اومد و ساعت 12 نهار خورد و خوابیدniniweblog.comاما من چون کمرم درد می کرد هیچ نخوابیدم نمازو قران خوندمniniweblog.comو بابا جون و صدا کردم رفتیم دکتر اونجا زیبا ترین صدای زندگی که صدای قلب خوشکلت رو شنیدمniniweblog.comمامان قربونت بشه که اینقد خوشکل صدا می ده دکتر گفت هنوز 25 روز دیگه موندهniniweblog.comتو این مدت هر وقت خدا بخواد میاد پس عجله نکن از اونجا هم رفتیم زیتون خونه مامان جون هر چند که خودشون نبودن رفتیم بابا جون واسم سیب زمینی سرخ کردniniweblog.comخوردم بعدش خاله جون بهناز زنگ زد که واسه شام بیاین اینجا می خوام قورمه سبزی درست کنم ما هم رفتیم اونجا شب هم عمو سعید رسوندمون خونهniniweblog.comاما چشمت روز بد نبینه مگه تا صبح از دندون درد خوابیدمniniweblog.comبابا جون هم پا به پای من نشست الان هم توی سالن از خستگی وا رفته و هر چی صداش میکنم بیدار نمی شهخوش بحالش من که دارم از خواب غش می کنم اما بخاطر جیکول مامان تحمل می کنم و دارو نمی خورم پس تو خوب رشد کن که مامان عاشقت و چشم به راه ......

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)